تبليغاتX
انتخاب آزاد

انتخاب آزاد

وبلاگ گروهی جمعی از کارشناسان و روزنامه نگاران طرفدار اقتصاد آزاد

رمز موفقيت انجمن حجتيه

بيش از سي سال از انقلاب و كنار زده شدن انجمن حجتيه مي گذرد اما كماكان از قدرت و نفوذ آنها سخن گفته مي شود؟ علت اين قدرت چيست؟ به اعتقاد من دليل آن اين است كه انجمن حجتيه در زماني شروع به كار كرد كه بازار مذهب و عقايد رقابتي بود. ايدئولوژيها و تفكرات مختلف مي توانستند هوادار جذب كنند و منعي قانوني و حكومتي پيش رويشان نبود. در اين شرايط بخشي از شيعيان معتقد كه مي خواستند در اين فضاي رقابتي با بهائيت رقابت كرده و سهم خود را از اين بازار افزايش داده و سهم بهايي ها را كاهش دهند ناچار شدند تا كارايي خود را در امر تبليغ ارتقا دهند. آنها مجبور بودند در شرايطي با فرقه هاي ديگر رقابت كنند كه نمي توانستند مانع تبليغ آنها شده و يا مخالفين خود را بكشند و يا مجبور به خروج از كشور كنند.  در نتيجه به روشهايي چون شبكه سازي، ايجاد گروه هاي آموزشي و آموزش بحث و مناظره و مسائلي از اين دست رو آوردند كه به منظور افزايش بهره وري فعاليت اين افراد در بازار مذهب تدارك ديده شده بود. به عبارت ديگر فشار رقابت آنها را كارآمد ساخته بود.

علت اينكه ديگر شبكه هايي با اين قدرت در ميان مذهبي هاي ايران ايجاد نشد اين بود كه بازار مذهب و عقايد در سالهاي پس از انقلاب غيررقابتي و انحصاري شد. به جاي رقابت با يك فرقه مي شد از رانت قدرت حكومتي استفاده كرد و اعضاي آن فرقه را از بين برد و يا هرگونه تبليغ آن را مانع شد. استفاده از رانت قدرت عملا نيروهاي مذهبي ايران را شديدا تضعيف نمود.

اين مسئله يك حلقه معيوب را نيز تشكيل داده است به اين معني كه تضعيف قدرت رقابت گروه هاي مذهبي شيعه اتكاء آنها را به حكومت مذهبي افزايش داده و اين اتكا خود قدرت رقابت آنها را كاهش مي دهد.

هدف از اين نوشتار اين است كه اهميت رقابت و تبعات آن در همه جا از جمله بازار مذهب نيز صادق است.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 17:53  توسط علی سرزعیم  | 

داوري در مورد تعارض علم و دين توسط علم اقتصاد انجام خواهد شد نه فلسفه.

توضيح آنكه تعارض اصلي علم و دين در حوزه مسائل علوم طبيعي مثل طب و نجوم و... نيست بلكه در حوزه مسائل اجتماعي است. اقلا تصور من اين است كه اسلام و علم در حوزه علوم طبيعي تعارض ندارد اما تعارضات موجود در حوزه مسائل اجتماعي است نظير حقوق زنان و غيره. بهترين چارچوب فكري براي قضاوت در اين زمينه، حوزه اقتصاد و حقوق (law and Economics) است چرا كه اين گرايش اقتصادي نشان مي دهد كدام چارچوب حقوقي براي بشريت كاراتر است. لذا بيش از آنكه فلسفه بتواند با احكام كلي اش در اين رابطه قضاوت كند، اين اقتصاد خواهد بود كه راي نهايي را صادر خواهد كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 17:18  توسط علی سرزعیم  | 

بارو در كتاب "هيچ چيز مقدس نيست" مي گويد وقتي گري بكر به عنوان برنده نوبل اعلام شد هيچ كس تعجب نكرد در واقع 5 سال بود كه همه منتظر اين خبر بودند و او را شانس اول مي دانستند. تنها توجيهي كه براي اين تاخير 5 ساله ارائه شد اين بود كه كميته نوبل معتقد بودند وقتي به كسي جايزه نوبل مي دهند فعاليت هاي علمي او عملا تعطيل مي شود و ديگر انگيزه اي براي كار بيشتر نخواهد داشت. لذا چون مي خواستند كارهاي بكر تداوم يابد به او جايزه نوبل را ديرتر دادند.

خود بارو مي گويد هر كسي كه جايزه نوبل نگرفته مي تواند از اين توجيه استفاده كند. راستي شما چرا جايزه نوبل نگرفته ايد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:23  توسط علی سرزعیم  | 

اين تفكر در ميان مردم رايج است كه وقتي رشد اقتصادي كم شود، فقر فراگير گردد فحشا گسترش يابد. اگر از عينك اقتصاد به مسئله نگاه كنيم لزوما اينگونه نيست. كاهش رشد اقتصادي و گسترش فقر مي تواند عرضه فحشا را زياد كند اما در عين حال تقاضاي فحشا به دليل كاهش درآمد افراد كاهش مي يابد. در تعادل جديد لزوما فحشا زياد نمي شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 18:33  توسط علی سرزعیم  |