لودويك فون مايزز از رهبران مكتب اقتصاد اتريشي در كتاب «سوسياليسم: تحليل اقتصادي و جامعهشناختي» (1922) در اهميت نظام قيمتها چنين مينويسد:
بدون نظام قيمت، منابع را نميتوان به نحو كارا تخصيص داد و اقتصاد در بدويترين شكل ممكن به فعاليت ميپردازد.
بيتوجهي به ترجيهات و خواستههاي مصرفكنندگان كه از طريق نظام قيمتها و عرضه و تقاضا امكان ابراز وجود پيدا ميكند، باعث شكست اقتصاد دولتي ميشود. عدهاي مركزنشين با عقل ناقص خود به جاي همه مردم تصميم ميگيرند تا خير و صلاح آنها را تامين كنند. و هميشه در اين كار آنچنان افراط مي شود كه كار به چه بخورند، چه بپوشند، چه بشنوند، چه ببينند و ... هم كشيده ميشود. دولتهايي كه حتي در رنگ، نوع، مدل و سايز كفشهاي مردم هم دخالت ميكنند. و عاقبت آش به قدري شور ميشود كه بي شباهت به نمايشي مضحك و مسخره نخواهد بود.
دو نمونه از اين حكايتهاي مضحك و به قول ميزس بدوي در اقتصاد دولتي را مهندس شاهرخ ظهيري خزانهدار اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، بنيانگذار و مدير كارخانه صنايع غذايي مهرام، در گفت و گو با روزنامه دنياي اقتصاد، در مشاهدات خود از شوروي سابق بيان ميكند:
«در يكي از خيابانهاي پرازدحام مسكو، جوان 20، 22سالهاي را ديدم كه يك گوشهاي از موي پشت سرش را كوتاه كرده و در سوي ديگر سرش، موي پرپشتش چهره و هيبتش را مضحك كرده بود. از مترجمم خواستم كه از او بپرسد متعلق به كدام فرقه يا آيين است و مرام آن چيست و به چه چيزي اعتقاد دارد؟ پسر جوان پاسخ داد: «من آييني ندارم و جزو فرقه مشخصي نيستم.» از او پرسيدم: پس چرا يك طرف موهايت خالي است و ديگري پر پشت است؟ پسر جوان گفت: «امروز بدشانسي آوردم وقتي آرايشگر من مشغول آرايش سر من بود ناگهان وقت اداري تمام شد. اتوبوس سرويس جلوي آرايشگاه ايستاد و او سوار اتوبوس شد. من بايد تا اول وقت اداري فردا منتظر بمانم»
........ در جايي ديگر عده پرشماري را در اطراف ميداني ديدم كه پس از گذراندن صف طويلي در يك گوشهاي از ميدان مشغول معاوضه كفشهاي خود بودند. از آنان پرسيدم كه چرا اين كفشها را تعويض ميكنيد؟ پاسخ دادند: «دولت تنها هر 6ماه يك جفت كفش به ما تحويل ميدهد.» بعد ادامه دادند «وظيفه دولت اين نيست كه هنگام تحويل آنها اندازه كفش و سايز پاهاي ما را نيز بداند. ما پس از دريافت كفشها در اين ميدان به دنبال اندازه واقعي كفشمان از همديگر پرسوجو ميكنيم تا سايز واقعي خودمان را بيابيم.»
اين فرجام نكبت بار اقتصادي است كه روزگاري مدعي بزرگترين و قدرتمندترين ارتش و اقتصاد جهان بود.